زندگی پیتر پل روبنس ، استاد نقاشی سبک باروک | ماها
شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

کارگاه های هنری آموزشگاه ماها          شنبه 15_19                            کلوپ طراحی یکشنبه 15_19                            طراحی پایه 16_18                        […]

  برنامه های آموزشی ماها برای آشنایی با هریک ازبرنامه ها و فعالیت های این مرکز هنری با کلیک بر روی آن به بخش مربوطه مراجعه کنید:

* قابل توجه هنرستانی ها و کنکوری های عزیز*  چرا ماها ؟ 1- فقط یکبار هزینه دوره را پرداخت کنید .تا دانشجو شدنتان شهریه پرداخت شده محفوظ می ماند وفقط در صورت افزایش مبلغ شهریه ، اختلاف آن را پرداخت می کنید.  * شما به هر دلیلی (رتبه بد درتئوری ،عدم علاقه به شهر پذیرفته […]

اطلاع رسانی از اتفاقات فرهنگی هنری : هنرمند گرامی ، اگر تا کنون برای آگاهی ازاخبار هنری به منبعی تخصصی وبه روز دسترسی نداشته اید ؛می توانید با ثبت نام در بانک اطلاعات هنرمندان البرز، این اطلاعات را به صورت رایگان دریافت کنید. برای ثبت نام یا تکمیل اطلاعات خود از دو طریق می توانید […]

زندگی پیتر پل روبنس ، استاد نقاشی سبک باروک

Peter Paul Rubens

پیتر پل روبنس ، نقاش مشهور قرن هفده

روبنس در سال ۱۵۷۷ در زیگن siegen آلمان دیده به جهان گشود. پدرش با اینکه از اهالی آنت ویپ بود به خاطر ارتکاب به جنایتی او را به آلمان تبعید کرده بودند. تجارب تلخ و ناگواری که برای پدر وی رخ داد کافی بود موجبات تنفر و بیزاری ربنس و از زندگی و هرزه‌گردی او را فراهم کند.

با مرگ بزرگ خانواده بازماندگان مجدداً به آنت ویپ بازگشتند. ربنس ابتدا پیشخدمت یکی از خانواده‌های اعیان شد. وی از همان اوان به نقاشی عشق می‌ورزید. در ابتدا نزد یکی از نقاشان جز به شاگردی مشغول شد و به سرعت کسب شهرت و اعتبار کرد.

مادرش در ۲۳ سالگی از ذخیره‌ای که داشت برایش اسبی خرید و او را روانه ایتالیا ساخت.

روزی در حالی که در مهمان خانه‌ای مشغول نقاشی بود مردی بیگانه دستی بر شانه او زد و با لحنی تحسین آمیز گفت: عالی است.

سپس ربنس را نزدیکی از دوکهای ونیز برد و در نتیجه آتیه سعادتمندی را برای او تأمین کرد. در آنجا ربنس نقاش دربار شد. هشت سال بدین منوال گذشت؛ روزی ربنس دریافت که مادرش سخت مریض است وی بی درنگ به آنت ویپ بازگشت ولی افسوس که خیلی دیر شده بود.

Descent from the Cross

مقارن این زمان بود که شاهان هلند سخت شیفته و مفتون قلم او شدند و ربنس را به عنوان نقاش دربار استخدام کردند او ابتدا برای تالار شهرداری تبالوی زیبای عشق ورزی مجوسها را نقاشی کرد، دیری نپایید تابلوی شاهکار خود را تحت عنوان (Descent from the cross) آفرید.یکی از بزرگترین و محبوب‌ترین آفریده‌های او تابلوی «عشق ورزی مجوس‌ها» می‌باشد که در مدت کمتر از ۶ روز آنرا کامل کرد و در نوع خود بی نظیر است.

ربنس در ۳۲ سالگی با دختر یکی از اشراف به نام ایزابل ازدواج کرد. ۱۷ سال از زندگی مملو از صفا و وفای آنان سپری می‌شد که به ناگاه همسرش دیده از جهان فروبست.

ربنس دل‌شکسته برای فرار از غم و فراموشی مرگ همسرش در تکاپوی اشتغال به کاری بود که کمتر نقاشی به آن دست زد آن شغل (سفارت) بود. دیری نگذشت که ربنس یکی از سیاستمداران به نام زمان خود گردید تا آنجا که با زمامداران آن عصر و در فرانسه رقابت می‌کرد. با این وصف در طول مسافرتها و مأموریت از نقاشی دست بر نمی‌داشت.

روزی ربنس مشغول نقاشی بود که دریافت انگلستان و اسپانیا بی میل به مصالحه نیستند او به مجرد شنیدن این خبر به دربار آن دو کشور رفت و با فیلیپ پنجم از اسپانیا و چارلز اول پادشاه انگلستان مذاکره و پس از کوشش‌های فراوان موفق به خاموش ساختن آتش جنگ بین دو کشور گردید! ربنس هنگام پیری عاشق دختری ۱۶ ساله شد که سر انجام با وی ازدواج کرد.

او ازنقاشی رخسار همسر خود سیر نمی‌شد و بیش از ۱۶ تمثال یکی زیباتر از دیگری از او کشید؛ به علاوه زن جوان خود را به حالات ویژه‌ای جلوه می‌داد تا برای نقاشی‌های مذهبی، افسانه‌ای، و اساطیر گذشته سوژه جالبی فراهم کند.

ربنس اصراری نداشت که خریداران تابلوهای خود را فریب دهد، در یادداشتی که برای سفیر کبیر بریتانیا نوشت شرح داد که به چه منوال و همراه به چه مشقاتی هر یک از این تابلوها را فراهم می‌کند. برای نقاشی هر یک از این تصاویر می‌بایستی شخصی در مقابل پولی که به او می‌داد در آن نقش بازی کند و در واقع منظره زنده‌ای در مقابل چشم او حاضر بوده تا بتوان به نحو کمال آنرا به پروراند.

وقتی شخصی از خرید تابلوی مورد علاقه خود امتناع کرد علت را از او پرسید: آن شخص در جواب گفت: چون همه تابلو زاییده فکر تو نیست. ربنس در پاسخ به چنین گفت: اگر همه این صفحه را خود آفریده بودم ارزش آن بیش از این چیزها بود.

آرامش و صفا زمانی از کانون زندگی ربنس رخت بربست که مبتلا به بیماری یرقان شده و نتیجه آن فلج و لرزش دستهای او بود. نقاشی‌های وی دیگر با نبوغ توام نبود و تدریجاً سیر قهقرایی می‌پیمود. عشق او به نقاشی بود که امروز هم پس از گذشت چند صد سال بیننده تصور می‌کند که ربنس فضا را رنگ آمیزی می‌کند امروزی مجسمه او در مدخل کلیسایی در حالیکه به افراد خوش آمد می‌گوید دست در هوا به قلمزنی مشغول است.

هنگامیکه در خیابانهای شهر آنت ویپ گام برداشته می‌شود نام ربنس در گوش طنین انداز است.

زیبایی مخلوق ربنس در تمام دنیا گسترده و به عنوان میراثی پا برجا و همیشگی از شکوه و جلال و نیروی زندگی حکایت می‌کند.

دیدگاه خود را به ما بگویید.