فرانسیسکو گویا | ماها
شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

کارگاه های هنری آموزشگاه ماها          شنبه 15_19                            کلوپ طراحی یکشنبه 15_19                            طراحی پایه 16_18                        […]

  برنامه های آموزشی ماها برای آشنایی با هریک ازبرنامه ها و فعالیت های این مرکز هنری با کلیک بر روی آن به بخش مربوطه مراجعه کنید:

* قابل توجه هنرستانی ها و کنکوری های عزیز*  چرا ماها ؟ 1- فقط یکبار هزینه دوره را پرداخت کنید .تا دانشجو شدنتان شهریه پرداخت شده محفوظ می ماند وفقط در صورت افزایش مبلغ شهریه ، اختلاف آن را پرداخت می کنید.  * شما به هر دلیلی (رتبه بد درتئوری ،عدم علاقه به شهر پذیرفته […]

اطلاع رسانی از اتفاقات فرهنگی هنری : هنرمند گرامی ، اگر تا کنون برای آگاهی ازاخبار هنری به منبعی تخصصی وبه روز دسترسی نداشته اید ؛می توانید با ثبت نام در بانک اطلاعات هنرمندان البرز، این اطلاعات را به صورت رایگان دریافت کنید. برای ثبت نام یا تکمیل اطلاعات خود از دو طریق می توانید […]

فرانسیسکو گویا

خودنگاره فرانسیسکو گویا

 

فرانسیسکو خوزه گویا یا فرانسیسکو خوسه گویا اسپانیولی: ‏ نقاش و چاپگر اسپانیایی بود. فرانسیسکو گویا از آخرین بازماندگان نسل استادان کهنه‌کارِ اروپایی و از پیشگامان دوران پیش از مدرنیسم است که فلسفهٔ ذهنی و تکنیک به‌کاررفته در آثارش، سال‌ها بعد مورد استفادهٔ نقاشان بزرگی چون ادوار مانه و پابلو پیکاسو قرار گرفت. آثار گویا معمولا با مضمون خفیف شمردن قشر ثروتمند جامعه و زورگویی به فقرا همراه بود .

همین مضامین موجب شد تا ” آزادسران ” شکل بگیرند .به زبان دیگر گویا اولین آزادسر است و اواز یک سو در سنت کلاسیک قرن هیجدهم پرورش یافته و به مقام نقاش درباری پادشاه اسپانیا برگزیده شده بود، و از سوی دیگر با نوعی واقعگری آمیخته به تخیلی آزاد و بیانی تلخ و طنزآمیز آثار پرجنب و جوش خود را به وجود می آورد؛ و در واقع اینها ویژگیهایی بودند که راه بر هر دو مکتب رمانتیک و واقعگری می گشودند. گویا در نقاشیهای خود با بدبینی شدید و هجوی کابوس آسا ستمگری زورمندان و عادات سخیف مردم زمان را به باد تنقید و تمسخر می گرفت، و با همدردی صمیمانه از ستمدیدگان و بی پناهان حمایت می کرد. یکی از «امروزین» ترین پرده های فرانسیس گویا از جهت رنگ آمیزی و ابتکار در ترکیب هنری و مضمون، اعدام مادرینِلوس( یا سوم ماه مه 1808) از وقایع تسخیر اسپانیا توسط لشکریان ناپلئون است؛ ‌و دیگر از شمار زیادی گراوورهای سایه خورده او [باسمه چاپی سایه دار حاصل از تأثیر تیزاب بر لوح فلزی] چون مجموعه ضرب المثلها و مجموعه جنگ یاد می کنیم.

سوم ماه می ۱۸۰۸

در این اثر، فرانسیسکو گویا نبرد مدینا د ریسکو در اسپانیا را به تصویر می کشد. ارتش ناپلئون در شهر مدینا د ریسکو با ۲۱ هزار سرباز اسپانیایی مواجه شدند که قصد دفاع از وطن خود را داشتند. در این نبرد ارتش ناپلئون ۱۰۰۰ نفر و ارتش اسپانیا ۳۵۰۰ نفر از سربازان خود را از دست دادند. گویا در این اثر به ترسیم ترس و رنج اسپانیایی ها، و بی رحمی ارتش ناپلئون پرداخته است.

مردی که در تصویر با پیراهن سفید دیده می شود، تجسم حضرت مسیح است. حالت ایستادن او شبیه به صلیب کشیده شدن مسیح است. این مرد می خواهد خود را فدای مردم شهر کند. پیراهن سفید و تمیز او هم یک نشانه مهم است. این پیراهن نشان دهنده تمایز آشکار او با دیگر مردم اسپانیا است. بقیه اسپانیایی ها لباس هایی تیره رنگ، کثیف و خون آلود به تن دارند. بر روی کف دست این مرد نوعی سوراخ دیده می شود. سوراخی که قطعا یادآور به صلیب کشیده شده حضرت عیسی است.

نقاشی های سیاه

گویا اثراتی آشفته اما با شکوه خلق کرده‌است که نمایش صادق او از بشریت در دورهٔ جنگ و تلاطم است.

انتشار احساساتش بر پردهٔ وسیع نقاشی در خانهٔ رنج به گویا این اجازه را می‌داد که اثراتی آشفته اما با شکوه بیافریند.

گویا هیچ مأموریتی برای انجام این کار نداشته بنابراین خود را باید برای پذیرایی هیچ‌کس به غیر خود آماده می‌کرد. این نقاشی‌های خصوصی ما را به نظری اجمالی به چیزی که بازتاب تصویری وضعیت بشر و جهان است می‌توان نامید وادار می‌کند.

این بازتاب به دور از هر گونه خوش‌بینی است. این مشخصه با نگاه به زمینه‌های تاریک در نقاشی‌های سیاه به دست می‌آید.

در اینکه پس زمینهٔ نقاشی‌های سیاه تیره هستند شکی نیست. به علاوه بخش‌های مختلف به وسیلهٔ رنگ قهوه‌ای و سیاه متحد می‌شوند که عمدتاً برای نمایش دلتنگی و افسردگی به کار رفته‌اند. زمینه‌های شب گونه، دهان‌های باز، صورت‌های کج و تحریف شده از شکنجه‌های درونی همگی نشان دهندهٔ وابستگی این تصاویر به انسان اسیر شده در اضطراب را می‌توان دید.

کسان دیگری همانند والریانو بوزل می‌گوید: «تمایل به دیدن نقاشی‌های سیاه یکی به دلیل فرایند عمومیت دادن در راستای سیر تکاملی رویدادهای سیاسی است و دیگری خود هنرمند و وضعیت حرفه‌ای او که هر دو قابل قبول است.»

یک مثال زبده و درجه یک از این زمینه تاریک‌ها ساتورن پسرش را می‌بلعد (۱۸۲۰_۱۸۲۳) است.

نقاشی ساتورن (زحل) را در وضعیتی قوز کرده نشان می‌دهد که با وحشیگری در حال بلعیدن بچه‌ای است که در پس زمینه‌ای تاریک قرار دارد. این خدا با با چشم‌هایی از حدقه بیرون زده، موهای جنگلی و آشفته و مشت‌های محکم کرده که از آن‌ها خون می‌چکد بسیار بد سگال و شرور به نظر می‌رسد.

با وجود این صحنه نمایان‌گر تعابیر گویا از افسانهٔ قدیمی ساتورن، خدای رومی، خدای کشاورزی، که در اساطیر یونان به آن کرونوس می‌گفتند، بوده‌است.

افسانهٔ یونانی کرونوس حکایت از سرشت بی رحم پدر کرونوس، اورانوس (خدای آسمان نسبت به مخلوقات زمین و همسرش گایا (الههٔ زمین) دارد.

بیماری سخت او، شکست در عشق، می‌تواند هنرمند را مجبور به چنین انتخابی کند. نکتهٔ قابل توجه این است که کلکسیون نقاشی‌های سیاه تا سال ۱۹۲۸ نام‌گذاری نشده‌بود؛ سال‌ها پس از مرگِ گویا؛ زیرا که نقاشی‌ها مستقیماً روی دیوار خانهٔ شخصی او نقاشی شده‌بود. به نظر می‌رسد که گویا تمایلی به دیده‌شدن آن‌ها توسط عموم نداشته، مگر اعضای خانواده و میهمانان صاحب‌امتیاز، که اگرچه اینها به‌ناچار در طول روز نور می‌دیدند.بعد از جابه‌جایی در سال ۱۸۷۰ از کواینتادل سوردو در سال ۱۸۷۸ در نمایشگاه پاریس پرده‌برداری شدند. عدم نام‌گذاری این مجموعه توسط خود گویا می‌توانست منجر به غلط تفسیر شدن آن‌ها شود. از سوی دیگر نمی‌توان نادیده گرفت که نام‌گذاری می‌توانست خُلق و خوی گویا را در آن زمان بیان کند. او دلیل کافی برای عصبانی‌بودن، تلخی، دلسردی و بدگمانی نسبت به بشریت در زمان خود را داشت.

 

 

 

 

غول

 

 

 

دیدگاه خود را به ما بگویید.