فریدا کالو « ماها
شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

کارگاه های هنری آموزشگاه ماها          شنبه 15_19                            کلوپ طراحی یکشنبه 15_19                            طراحی پایه 16_18                        […]

  برنامه های آموزشی ماها برای آشنایی با هریک ازبرنامه ها و فعالیت های این مرکز هنری با کلیک بر روی آن به بخش مربوطه مراجعه کنید:

* قابل توجه هنرستانی ها و کنکوری های عزیز*  چرا ماها ؟ 1- فقط یکبار هزینه دوره را پرداخت کنید .تا دانشجو شدنتان شهریه پرداخت شده محفوظ می ماند وفقط در صورت افزایش مبلغ شهریه ، اختلاف آن را پرداخت می کنید.  * شما به هر دلیلی (رتبه بد درتئوری ،عدم علاقه به شهر پذیرفته […]

اطلاع رسانی از اتفاقات فرهنگی هنری : هنرمند گرامی ، اگر تا کنون برای آگاهی ازاخبار هنری به منبعی تخصصی وبه روز دسترسی نداشته اید ؛می توانید با ثبت نام در بانک اطلاعات هنرمندان البرز، این اطلاعات را به صورت رایگان دریافت کنید. برای ثبت نام یا تکمیل اطلاعات خود از دو طریق می توانید […]

فریدا کالو

فریدا کالو

Frida Kahlo

ریدا کالو - مرکز هنری ماها-

فریدا کالو

 بی شک یکی از بزرگ ترین نقاشان قرن بیستم مکزیک است. این نام برای مردم آمریکا، واروپا نامی آشناست. پدری نقاش، قلم مو در دست او می گذارد تا در خانه نشینی های سال های درد، تصاویری از رنج های همیشه خود را بهتصویر بکشد. نقاشی های فریدا همیشه یک شخصیت اصلی دارد که خود اوست با همان ابروی های سیاه و در هم تنیده کهچهره ای متفاوت از او ارائه کرده است. اگر همسر او دیه گو مدام پا از حریم تعلقات خانواده و همسر بیرون می گذارد فریدا. قریدا که از نقص محسوس پا رنج می برد با حادثه تصادف دوران تلخی را تجربه می کند.نیز در روابط مشروع و نامشروع خود به معاشقه شخصیت های معروفی تن می دهد و چهره وحشی و جذاب خود را بیمخاطب نمی گذارد. نقاشی های او راوی درد و رنج ها و اندیشه های اوست. نقاشی های او زندگی را در آستانه خاموشی وفراموشی زنان نشان می دهد. قهرمان اصلی نقاشی فریدا، نوع زن امروز و همیشه است زنی که همیشه در خطر تبعیض و انهدامقرار دارد. در این بخش علاوه بر ارائه زیباترین نمونه های آثار فریدا نیم نگاهی نیز به زندگی او و همسرش دیه گو می اندازیم:
فریدا کالو - مرکز هنری ماها

فریدا کالو

فریدا در ششم جولای سال 1907 در شهر کوچک کویوکان نزدیک شهر مکزیکو به دنیا آمد. مادرش دو رگه ای بود ازاسپانیایی و بومیان مکزیک و پدرش آلمانی بود. فریدا در خانه با سه خواهر تنی و دو خواهر ناتنی، در محیطی کاملا” زنانه بزرگ شد. او نیز همچون بسیاری از هنرمندان اثر گرفته از دور و برش و جنبش های اجتماعی بود. سه ساله بود که انقلاب و جنگهای داخلی مکزیک آغاز شد. او خودش را فرزند انقلاب معرفی می کرد، حتی بیست سال بعد با اوج گرفتن نازیسم در آلمان به آلمانی بودن خودش افتخار می کرد و نام خودش را با اضافه کردن یک (e)ازFrida به  Fridea  ، که واژه آلمانی Frieden به معنی صلح و آشتی می باشد، تغییر داد.اما با گذشت زمان در تابلوهایش از نمادها و رنگ های بومیان مکزیک بیشتر استفاده کرد.
وقتی فریدا شش ساله بود به بیماری فلج اطفال مبتلا شد و به همین سبب پای راستش ضعیف تر و باریک تر از پای دیگرش بودو برای پنهان کردن آن همیشه دامن بلند می پوشید. این کاستی ها باعث شده بود که نوع نگاه او به دنیا با سایرین متفاوت باشد. باوجود دختر بودن در مسابقات بوکس شرکت می کرد. در دبیرستان با گروه های خراب کار و قلدرهای کلاس بیشتر دوست بود و دلباخته رهبر گروه بود. در سپتامبر 1952 در یک تصادف شدید اتوبوس از ناحیه شانه، سینه، کمر، لگن و پا دچارشکستگی های زیادی شد و یک تیره آهنی رحم او را مجروح کرد و او را تا پایان عمر از داشتن فرزند محروم نمود. بستر بیماری جایی بود که فریدا علاقه هایش را از پزشکی به نقاشی تغییر داد و شروع کرد به کشیدن پرتره از خودش. از 143تابلو پرتره برجای مانده از او 55 تابلو به خودش اختصاص دارد که درد، مشکلات و تفاوت های خودش با دیگران را بدون پنهان کاری نشان می دهد.
فریدا تجربیات عاطفی پر فراز و نشیب داشت. پس از حادثه تصادف نامزد او از فکر ازدواج منصرف شد. پس از بهبودی، پرتره های خودش را برای دیگو ریورا نقاش و کمونیست معروف برد و این آشنایی آغازی برای زندگی مشترک هر دو می شود. دیگویک بار ازدواج و به دلیل صادق نبودن به همسرش از وی طلاق گرفته بود. مادر فریدا با ازدواج او و دیگو مخالف بود و به آن هامثل” فیل و فاخته “را نسبت می داد.
فریدا و ریورا _ مرکز هنری ماها

فریدا و ریورا

فریدا و دیه گو ریورا - مرکز هنری ماها

فریدا و دیه گو ریورا

پس از ازدواج ، هر رو شریک های جنسی جداگانه ای داشتند. فریدا در خاطراتش به چند تن از آنها همچون لیون تروتسکی ، کمونیست معروف و پاولت گدار همسر چاپلی چاپلین اشاره می کند.تابلوی معروف فریدا از خودش ، جنین ، رحم و خون گویای همین حادثه است.
حادثه روحی بزرگ هنگامی بود که فریدا همسرش راهمبستربا خواهر کوچکترش دید و از دیگو جدا شد.اما دوباره در سال 1940 دوباره به هم پیوستند.
فریدا با وجود درد و سختی زیاددر زمره زنان موفق زمینه هنر و سیاست قرن بیستم به شمار می آید.برخی صاحبنظران فریدا را با توجه به روابط جنسیش یک دو جنسگرا می دادند و برخی دیگر او راتهنا یک فمنیست فعال می شناسند که می خواسته از مرزهای جنسی بگذرد و برای وی تعریف عشق جدا از تعریف روابط جنسی بوده است.
فریدا کالو _هنگام نقاشی - مرکز هنری ماها

فریدا کالو _هنگام نقاشی

فریدا همیشه از امید سخن می راند.آرزوی او دیدن نمایشگاهی از آثارش بود . اما زمانی که نمایشگاه برپا شد وی در بستر بیماری بود. ولی نا امید نشد و با تخت به نمایشگاه رفت .دیگو همسفر فریدا درباره او میگوید : «او تنها کسی بود که توانست عشق را در طول زندگی به من نشان دهد. فریدا چند روزپیش از درگذشتش درسیزدهم جولای 1954 در یادداشت هایش چنین می نویسد: امیدوارم رهایی لذت بخش باشد و امیدوارم که هرگز باز نگردم.
فریدا کالو _ مرکز هنری ماها

فریدا کالو

حدود30% از نقاشی های فریدا کالو را پرتره هایش تشکیل می دهند. اینکه چه انگیزه ای یک نقاش را وا می دارد اینقدر به خود بپردازدجالب است . کالو در کتاب خاطراتش می گوید :
«خودم را نقاشی می کنم چون اغلب تنها هستم و چون خودم را از همه بیشتر می شناسم..

فریدا کالو _ تابلوی مرغ مگس خوار-مرکز هنری ماها

این گفته مثل هر حقیقت دیگر ساده و راست است.و هم زمان ، مثل خود حقیقت اصلا” ساده نیست.با این حال کلید درک بخشی از کارهای کالو در آن نهفته است.

 

تحلیل و بررسی آثار فریدا کالو:

«خاطر ه یا قلب»

خاطره یا قلب _ فریدا کالو _ مرکز هنری ماها

خاطره یا قلب _ 1937

خاطره یا قلب تابلویی از نقاش مکزیکی، فریدا کالو است که در سال ۱۹۳۷ با رنگ و روغن روی فلز در ابعاد ۲۸ × ۴۰ سانتی‌متر کشیده است.
در این تابلو، فریدا بدون دست، میان لباس مدرسه و لباس محلی زنان تئوآنا قرار دارد. نقاش، خود لباسی اروپایی بر تن کرده است. لباس محلی زنان تئوآنا لباسی است که دیه‌گو ریورا دوست داشت. هنگام نقاشی این تابلو دو سال از جدایی فریدا و دیه‌گو به دلیل رابطه دیه‌گو با کریستینا، خواهر فریدا می‌گذشت. لباس مدرسه می‌تواند به دورانی اشاره داشته باشد که فریدا و دیه‌گو نخستین بار ملاقات کردند و فریدا هنوز دختر مدرسه‌ای بود. موهای فریدا نیز کوتاه است. موهای بلند برای فریدا و دیه‌گو خیلی مهم بودند و فریدا بعد از جدایی از دیه‌گو موهای خود را برید.
فریدا معلق بین آب و زمین است، یک پای او بر زمین و پای دیگرش همچون قایقی روی آب است که ممکن است به عمل جراحی اخیری بر پای نقاش اشاره داشته باشد (فریدا کالو به خاطر تصادفی در جوانی تا پایان عمرش مرتبا تحت عمل جراحی قرار می‌گرفتمحل قلب فریدا در بدنش فضایی خالی است که دو فرشته کوچک میله‌ای فرو کرده‌اند و روی آن تاب می‌خورند. (کتوفون وابرر این دو فرشته را بدخواه می‌داند.) اما قلب فریدا در ابعادی غول آسا، جوی‌های خون را به طرزی تهدیدآمیز بر زمین جاری می‌کند که به دریا می‌ریزد.

نام اثر، Memory به معنای خاطره، ممکن است اشاره‌ای نیز داشته باشد به بعضی از خاطرات خوب نقاش با دیه‌گو.

این اثر در مجموعه‌ای خصوصی در پاریس نگهداری می‌شود.

 

«دو فریدا»

دو فریدا _ مرکز هنری ماها

دو فریدا _1939

یکی از مرموزترین کارهای نقاش مکزیکی فریدا کالو یا به تعبیری دیگر، نقطه اوج کارهایش در بین تقریباً ۲۰۰ اثر دیگرش است. فریدا در سال ۱۹۳۹ میلادی و بعد از بازگشت از نمایشگاه آثارش در پاریس، از شوهرش دیه گو ریورا نقاش و کمونیست مشهور مکزیکی جدا شد. در همین سال بود که در اوج دوران آشفتگی و تعلیق خود، این اثر را ثبت کرد.
ترکیب‌بندی این اثر یکی از شاهکارهای جنبش سوررآلیسم در قرن بیستم است. در سمت راست تصویر، فریدای مکزیکی را در لباس بومی مردم مکزیک می‌بینید و در سمت چپ، فریدایی اروپایی شده با لباسی یکدست سفید (که احتمالاً لباس عروسی است). دو زن روی یک نیمکت سبزرنگ نشسته‌اند در حالی که دست در دست یکدیگر داده‌اند. تحقیقات جدید نشان داده‌است که آناتومی قلبها بعد از ترسیم دو زن به اثر اضافه شده‌است که قلب فریدای اروپایی در سمت چپ، از سوراخی که در لباسش بر روی سینه قرار دارد، دیده می‌شود.
فضای گرفته کار، ابرهایی سیاه با رگه‌های نور و نگاه‌های آرام دو چهره در کنار تصاویر گرافیکی پزشکی، همه و همه نشان از کشمکش‌ها و تضادهای درونی نقاش دارد، تضادی که در تفاوت با گذشته توسط فریدای اروپایی به خوبی تکمیل شده‌است.

 

«درخت امید»

درخت امید _ فریدا کالو _مرکز هنری ماها

درخت امید _ 1946

درخت امید، قوی بمان اثری از نقاش سوررئالیست مکزیکی، فریدا کالو است که در سال ۱۹۴۶ میلادی خلق شده‌است. فریدا در این اثر سعی کرده‌است دو کار قبلی خود به نام‌های دو فریدا و ستون شکسته را با یکدیگر ترکیب کند تا همراه با المان‌های دوگانگی و تضادهای شخصیتی که به آن دچار بود، گوشه‌ای از درد و رنج جسمانیش را نیز به تصویر بکشد.
در این اثر سوررآلیسمی، دو نگاره از نقاش در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، یکی در لباس سنتی زنان مکزیکی بر روی صندلی در نیمه سمت راست اثر قرار گرفته‌است در حالی که فریدای دیگر در نیمه سمت چپ کار، بر روی تخت بیمارستان و پشت به تصویر دراز کشیده‌است. فریدای قرمزپوش شبیه به دیگر مدلهای ثبت شده از خودِ نقاش در کارهای مشابه اش علیرغم قطره اشکی که بر گونه راستش نشسته‌است، صورتی کاملا آرایش شده و آرام دارد در حالی که فریدای سمتِ چپ کار، آشکارا در حال رنج کشیدن است. «درخت امید، قوی بمان» جمله‌ای است بر روی تابلوی کوچکی که فریدای قرمزپوش در دست گرفته‌است، دیده می‌شود و نامگذاری این اثر به اقتباس از این نوشته بوده‌است. در دست دیگر فریدا، کمربندی دیده می‌شود که وی به کمرش می‌بست تا از حرکت و فشار شدید به ستون فقراتش جلوگیری کند.
در دیدگاه آزتک‌ها، خون ماهیتی بخشنده و شفادهنده داشت که در مراسم گوناگون، با خراش دادن و زخمی کردن بدن و ریختن آن تقدیس می‌شد اما تضادهای فریدا برای لحظه‌ای اجازه نمی‌دهد تا بیننده به تئوری مدوّنی از ایده نقاش در خلق اثر برسد. ماه کامل برای آزتک‌ها نشانه‌ای شوم و بلاخیز بوده‌است و بیابان خشک و بی آب و علف در پس زمینه (که در دیگر کارهای فریدا هم دیده می‌شود)، کوچکترین نویدی از رستگاری نمی‌دهد.
این اثر هم اکنون در مجموعه هنرهای زیبایIsadore Ducasse در نیویورک نگهداری می‌شود.

«خودچهره با گردنبند خار و مرغ مگس»

خودنگاره_ فریدا کالو _ مرکز هنری ماها

خودنگاره _ 1940

تابلوی رنگ و روغن روی بوم خودچهره‌ با گردنبند خار و مرغ مگس، اثر فریدا کالو ، نقاش مکزیکی در سال ۱۹۴۰
فریدا تصویر خود را با گردنبندی از خار رسم کرده است که گردنش را زخمی کرده است و مرغ مگس مرده‌ای از گردنبند آویخته شده است. مرغ مگس در نمادشناسی مکزیکی طلسمی برای خوشبختی در عشق است. همچنین مکزیکی‌ها معتقدند قهرمانان مرده به شکل این پرنده به زمین بازمی‌گردند.
به نظر می‌آید دو حیوان تیره ‌رنگ همراه فریدا هیچ‌ یک خوش‌آیند نباشند: گربه وحشی در کمین مرغ مگس است و میمون در حال کشیدن گردنبند که بر درد آن می‌افزاید. میمون در مکزیک، هم نماد مرگ و هم نماد شوخ‌طبعی و سرزندگی است و در تعدادی از خودچهره ‌نگاری‌های فریدا دیده می‌شود.
برگ‌هایی بسیار بزرگ پشت سر فریدا قرار دارند و دو گُل با بال‌هایی ظریف مانند سنجاقک دو طرف فریدا در پرواز هستند.
این اثر در مجموعه شَمایل ‌نگاری مرکز انسان ‌شناسی هاری رانسوم، دانشگاه تگزاس نگهداری می‌شود.
فکر کردن درباره مرگ مرکز هنری ماها_ فریدا کالو -1940

فکر کردن درباره مرگ – 1940

 

دیه گو و من _فریدا کالو -مرکز هنری ماها

دیه گو و من

 

خود نگاره فریدا _ 1941 - مرکز هنری ماها

خود نگاره فریدا _ 1941

 

کالو _ مرکز هنری ماها

کالو و اثرش _مرکز هنری ماها

فریدا کالو و اثرش

دیدگاه خود را به ما بگویید.