مکتب هنری رنسانس | ماها
شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

کارگاه های هنری آموزشگاه ماها          شنبه 15_19                            کلوپ طراحی یکشنبه 15_19                            طراحی پایه 16_18                        […]

  برنامه های آموزشی ماها برای آشنایی با هریک ازبرنامه ها و فعالیت های این مرکز هنری با کلیک بر روی آن به بخش مربوطه مراجعه کنید:

* قابل توجه هنرستانی ها و کنکوری های عزیز*  چرا ماها ؟ 1- فقط یکبار هزینه دوره را پرداخت کنید .تا دانشجو شدنتان شهریه پرداخت شده محفوظ می ماند وفقط در صورت افزایش مبلغ شهریه ، اختلاف آن را پرداخت می کنید.  * شما به هر دلیلی (رتبه بد درتئوری ،عدم علاقه به شهر پذیرفته […]

اطلاع رسانی از اتفاقات فرهنگی هنری : هنرمند گرامی ، اگر تا کنون برای آگاهی ازاخبار هنری به منبعی تخصصی وبه روز دسترسی نداشته اید ؛می توانید با ثبت نام در بانک اطلاعات هنرمندان البرز، این اطلاعات را به صورت رایگان دریافت کنید. برای ثبت نام یا تکمیل اطلاعات خود از دو طریق می توانید […]

مکتب هنری رنسانس

هنر رنسانس به معنای تولد دوباره، به مجموعه هنرهای نقاشی، مجسمه سازی، معماری و هنرهای تزئینی دوره‌ای از اروپا اطلاق می‌گردد که به عنوان هنر رنسانس مشهور است. این سبک هنری به عنوان یک سبک مجزا در ایتالیا و از حدود سال ۱۴۰۰ میلادی به صورت موازی و همگام با تحولات فلسفی، ادبی، موسیقی و تاریخ علم در عصر رنسانس شکل گرفت. برخی مورخان برای سهولت پژوهش، زایش این سبک هنری را سال ۱۴۵۳ یعنی سال پیروزی پادشاه عثمانی بر دولت بیزانس می‌دانند که با احیای هوشیارانه سنت‌های ادبی و هنری روم و یونان باستان، در زبان‌های اروپایی عمومیت یافت و بین‌المللی شد.

نفاشی رنسانس

نقاش اروپایی حدود پنج قرن طبیعت را الگو قرار داده بود و هدفش آن بود که تماشاگر را با دنیایی مشابه با جهان مرئی روبرو کند، و برای تحقق یافتن این هدف از شگردهای فنی مدد می‌گرفت که به عنوان میثاق‌های ارزنده (سنت بزرگ) شناخته می‌شدند. روند تاریخی سنت بزرگ که در قرن چهاردهم و پانزدهم شالوده آن ریخته شد، در سده‌های شانزدهم و هفدهم انبساط و استحکام یافت و در سده هجدهم مورد توضیح و تفسیر قرار گرفت. اما در سده نوزدهم پایه‌هایش به سستی گرایید و در قرن بیستم به کلی فرو ریخت. تاریخ نویسان ایتالیا را مهد رنسانس می‌دانند، شهر فلورانس، ونیز و رم در این عصر از لحاظ تاریخی به رنسانس پیشین (۱۴۲۰-۱۵۰۰)، رنسانس پیشرفته یا مرحله اوج رنسانس، و رنسانس پسین (۱۶۰۰-۱۵۲۰) تقسیم می‌شوند. به‌طور کلی رنسانس پدیده تاریخی اروپا بوده است. انسان رنسانسی برخلاف انسان قرون وسطایی درکی روشن‌تر و واقعی‌تر دارد و گذشته را به خوبی واکاوی می‌کند. نخستین کسی که مفهوم نوزایی هنر را مطرح کرد، لرنتسو گیبرتی (Lorenzo Ghiberti ( معمار و هنرمند ایتالیایی بود، او و هنرمندانی که در پی او آمدند، مکتبی را در تفکر اروپایی پدید آوردند که اصالت انسان یا اومانیسم نام گرفت. فیلسوفان سده‌ی یازدهم تا چهاردهم می‌کوشیدند امکان معرفت بر طبیعت را اثبات کنند. نکته‌ی بارز رنسانس این بود که اثر هنری به منزله مطالعه و بررسی طبیعت تلقی می‌شد. جتو Jeeto از نقاشان مکتب فلورانس و سنت‌گذار نقاشی اروپا به شمار می‌رود که به اصول سه بعد نمایی در نقاشی وقوف یافت. لئون باتیستا آلبرتی هنرمند و نظریه‌پرداز فلورانسی سده‌ی پانزدهم معتقد است؛ تنها دنیای قابل رؤیت برای هنرمند اهمیت دارد. بدینسان هنرمند بیش از پیش به‌طور مشخص و آگاهانه بازنمایی دنیای تجربه شده را هدف می‌گیرد. از این رو مطالعه طبیعت و مطالعه عصر باستان برای نخستین پژوهندگان انسانگرا یکسان می‌شود. این باستان‌گرایی تقریباً همه هنرمندان قرن پانزدهم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.Renaissance 4 تفاوت هنر ایتالیا و هنر فلاندر (دو مرکز شکل گیری رنسانس) بین دو روش تجربی و علمی در سنت هنر اروپاست. راجر فرای (۱۹۳۴-۱۸۶۶) منتقد هنری و نقاش انگلیسی در کتاب خود (نکات برجسته دانش نوین) می‌نویسد؛ هنرمند ملزم بود از طریق نظم خود بر بیننده اثر بگذارد. نقاشی که می‌خواست جهان سه بعدی را روی سطح دوبعدی بازنمایی کند، باید راه حلی می‌یافت که این راه حل، ژرف نمایی (پرسپکتیو تک نقطه‌ای) نام گرفت. این روش ریاضی بصری را ابتدا فیلیپو برونلسکی Filippo Brunelleschi معمار و پیکره تراش فلورانسی ابداع کرد. Filippo Brunelleschi انگیزه او تبیین معقول عناصر معماری در فضا بود ولی به زودی نقاشان ایتالیایی سده پانزدهم برای بازنمایی عینی فضا این روش را به کار بستند. اینگونه بود که نقاشی به عنوان توصیف لحظه‌ای که نتیجه روندی از اتفاقات پیشین بود در نظر گرفته شد. از سوی دیگر بازنمایی به مدد پرسپکتیو، شرایط را برای وحدت کامل زمان و مکان به وجود آورد و بدین‌گونه حذف عناصر زاید را مجاز می‌دانست. Filippo Brunelleschi 1 در فلاندر آثار یان وان ایک (۱۴۴۱-۱۳۸۵) مفهوم فضا را کاملاً در تقابل با مفهوم فضا نزد نقاش ایتالیایی معاصرش مازاتچو Masaccio مطرح کرد، ولی نظیر همان تابلو (ستایش بره مقدس) در اینگونه نقاشی‌ها ژرف‌نمایی محدودیتی برای اندازه شکل اشخاص و اشیا قائل نیست؛ سطوح یا پلان‌های متمایز، خط‌ها و نقطه‌های گریز و تلاقی وجود ندارند و رنگ‌ها بر حسب وضعیت اشیا در فضا تغییر نمی‌کنند. هر نقطه از این فضای ممتد از لحاظ ارزش یکسان است. Renaissance 1 روند کلی تحول نقاشان قرن پانزدهم نمایشگر تأثیرات متقابلی بود که دیدگاه‌های هنرمندان شمال و جنوب را همگون‌تر می‌کرد و در عین حال مبین حرکتی بود که از طبیعت گرایی به سوی کلاسیک گرایی جریان داشت. در میانه سده پانزدهم، نقاشان فلورانسی با این مسئله روبرو بودند که چگونه می‌توان فضای آرمانی را با فضای تجربی آشتی داد. پیرو دلا فرانچسکا Piero Della Francesca ترکیب نور و رنگ را تحقق بخشید، و نقاشان را راه گریزی نبود، که از مفهوم فضا به طریق پرسپکتیو سرباز زنند و این راهی بود که ساندرو بوتیچلی (۱۵۱۰-۱۴۴۵) برمی‌گزیند و یا مسئله فضا را به طرزی کاملاً متفاوت مورد تجزیه تحلیل تجربی قرار می‌دهند و این کاری بود که لئوناردو ۱۵۱۹-۱۴۲۵ از عهده‌اش برآمد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.